
ساده است نوازش سگي ولگرد، شاهد آن بودن كه چگونه زير غلطكي ميرود و گفتن اينكه سگ من نبود...
ساده است ستايش گلي، چيدن، و از ياد بردن آنكه گلدان را آب بايد داد...
ساده است بهرهجويي از انساني، دوست داشتنش، بي احساس عشقي، او را به خود وانهادن و گفتن كه ديگر نميشناسمش...
ساده است لغزشهاي خود را شناختن، با ديگران زيستن به حساب ايشان، و گفتن كه من اينچنينيام...
ساده است كه چگونه ميزيايم...
باري، زيستن، سخت ساده است! و پيچيده نيز هم...!
|
|
POWERED BY BLOGFA.ir |
|