حدشون برای خورد کردن بقیه تا کجاست؟ تا چه حد میتونن له کنن؟؟؟؟
دلم از دلتنگی یک دوست تنگ است...

مسیح باز مصلوب!

خُنُک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الّا، هوس قمار دیگر

می بافم
تار از درد، پود از غم
رج به رج، دونه به دونه.
دردها رو می بافم در سکوت سنگین قلبم.
چه زمستان سردی خواهم داشت با این شال به دور گردنم!
خاک بر فرق اعتبار کنم
خنده بر وضع روزگار کنم

و چه روياهايي!
که تبه گشت و گذشت
و چه پيوند صميميتها
که به آساني يک رشته گسست
چه اميدي, چه اميد؟
چه نهالي که نشانديم و بي بر گرديد
دل من ميسوزد
که قناريها پر بستند
که پر پاک پرستوها را بشکستند
و کبوترها را
آه کبوترها را
و چه اميد عظيمي به عبث انجاميد

دل خراب من ازین خرابتر نمی شود
که خنجر غمت ازین خرابتر نمی زند
|
|
POWERED BY BLOGFA.ir |
|